به نام خدا
سلام.............![]()
دیروز سر امتحان ۲۵ صدم کم داشتم تا قبول بشم......
به معلمم گفتم خانم فقط ۲۵ صدم کم دارم..
...هرچی فکر می کردم هیچی یادم نمی یومد....
.مخم حسابی چت کرده بود..........
خلاصه کلی به خودم فشار آوردم تا با لاخره نوشتم
و فکر کنم ۵ نمره هم اضافی نوشته باشم...........![]()
فردا یه امتحان دارم مرگه............![]()
راستی شاید دیگه هیچ وقت ننوشتم....
واین وبلاگو حذف کردم چون دیگه تقریبا این وبلاگ پیشه بچه های تیم لو رفته......منم شاید دیگه ننویسم......![]()
فعلا با اجازه بریم درس بخونیم.........
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 13:44 توسط سروناز
|

به نام خدا
وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای...............![]()
![]()
![]()
هیچی تو مخم نمیره................![]()
چه طور درسایی رو که یک سال نبودم بخونم...............
اخه نمی فهمن من با بقیه فرق دارم..........
من یک سال اردو بودم............
+
نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 19:9 توسط سروناز
|

به نام خدا سلام.... دیشب که اومدم نظراتمو بخونم دیدم آقای رضا از آلمان نظر داده...شاخ در آوردم رضا یکی از بچه های تیم ملیه بزرگساله.....بچهء بوشهره خیلی هم باحاله... راستی تیمه بزرگساله ما آلمان اردو دارن واسه کاپه جهانی براشون دعا کنید که خوب پارو بزنن...... داداش رضا هم خوب پارو بزنه..... خلاصه امیدوارم بهشون خوش بگذره................ شیره تیمه ملیه قایقرانیه ایران..........![]()
![]()
اون تو آلمان چه جوری وبلاگه منو پیدا کرده........
به من می گه رشتی....آخه من رشتی نیستم که.....![]()
![]()
![]()
من پارو زدنشو دوست دارم چون آخرش یه فراری می کنه که همه جا می مونن...کاش منم یه روز بتونم به خوبیه اون فراره آخر بکنم.......![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+
نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 8:47 توسط سروناز
|
