به نام خدا سستمو...مستم...به آرومی رفتم یه گوشه نشستم بی صدا گریستم بی صدا شکستم به جادهء باریک غمها پیوستم..... ... چیه روحمو شاد کنه؟؟؟ ... جسممو خواب کنه؟؟؟ ... این همه غمو آب کنه...
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 22:2 توسط سروناز
|
