تبليغاتX
قايقران كوچولو

قايقران كوچولو

اينجا فقط خاطرات خوب گذشته مونده

به نام خدا

سلام خوبید؟؟؟

سیما:

هه هه هه دیشب سرونازو دیدید

ما که تو خونه داد میزدیم : سرررررررررروناز سررررررررروناز حمایتت میکنیم...

 

خوب بگذریم...بریم سر بدبختی خودمون... دیروز که فیلم قایقرانی رو دیدم اونی که آبی پوشیده بود من بودم...اشک تو چشمام جمع شد...خیلی خودمو گرفتم که جلو خانوادم گریه نکنم....

به خاطر همین تا جایی که تونستم جیغ زدم با خنده ولی هیچکی نمیدونست تو دلم چه آشوبی شده بود....

خوب ۲ روز پیش سروی نرفتم و وقتی بهش زنگولیدم با هم دعوا گرفتیم هر چند مادرمون به حرفایی که از پشت تلفن به هم میزنیم عادت کردن

پپپپپپپپپپپپخ....هه هه هه نترسید منم سیما...

دلم بارو میخواد...یادش به خیر اون روزا تو بارونو رعد برق با بچه ها می دوییدیم...مردمی که با ماشین رد میشدن فکر میکردن ما میخوایم بدوییم به خونه برسیم...نمیدونستن ما عاشقیم که زیر بارون میدوییم تا به هدفمون برسیم...

آره ما همون بچه هاییم که عشق میکردیم ورزش میکنیم....دیشب تو تلوزیون از سروناز پرسیدن دلیل نابود شدن تیم چیه؟؟؟

سروناز یه دلیلو گفت فقط...میتونست خیلی چیزا رو بگه که آبروی خیلیا بره اما سکوت کرد....

این همه دختر و پسر که هر کدوم با مشکلات خودمون می یومدیم تمرین ....

ای بابا کی قدر دونست....ما موندیمو یه مشت خاطره....ما موندیمو آرزوهایی که بهشون نرسیدیم...

ما موندیمو یه کوله بار درس که به خاطر قایقرانی ازشون عقب موندیم...آره ما موندیمو ...

بای تا های

خبر فوری توسط سروناز:امروز که ۲/۱۰/۸۶ هست..در روده های سیما یک موجود موزی پیدا شده...

صبح سیما زنگولید به من و از بی خوابی صحبت کرد که تمام دیشب را در دستشویی گذرانده...و اینکه آب دستشویی بسیار سرد بوده و هر نیم ساعتی که سیما به دستشویی میرفته باعث میشده خواب کاملا از سرش بپره....Yah

با رفتن به دکتر و انجام آزمایش ما فهمیدیم سیما جان ....چیز داره...هه هه هه هه اینم تلافی اذیتایی که سیما منو کرد....این خبر کاملا واقعی است برای بهبود سیما و از بین رفتن اون موجود موزی دعا میکنیم...

میگ میگ

 

+ نوشته شده در شنبه یکم دی 1386ساعت 20:17 توسط سروناز |